تبلیغات
منتظرالمهدی
منتظرالمهدی
اللهم عجل لولیک الفرج
قالب وبلاگ

امام مهدی(ع) چرا غایب است و علّت و جهتش چیست؟ پاسخ این مسئله بسیار مشكل  

است زیرا كه مسئله‌ای عقلی نیست تا با براهین عقلی پاسخ داده شود و نیز عرفی هم 

نیست تا عرف و عقلا آن را درك كنند، بلكه این موضوع تعبّدی است و باید پاسخ آن از منابع

 وحی؛ رسول خدا و اهل بیت طاهرینش(ع) اخذ شود. وقتی كه به اخبار آل محمد(ع) مراجعه

 می‌كنیم می‌بینیم كه اختلاف نظر بسیار در این‌باره وجود دارد. حال شماری از روایت‌ها را

 بررسی می‌كنیم تا ببینیم كدام دیدگاه مناسب است تا بدان روی آورد. 

روایت‌ها دلیل غیبت را هشت دسته دانسته‌اند:


1. خوف و ترس


شماری از اخبار دلالت دارد كه خوف و ترس باعث غیبت مهدی(ع) است كه از این جمله است:
حضرت امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا فرمود، آن شخص [امام مهدی(ع)]باید غایب شود. شخصی سؤال كرد برای چه یا رسول‌الله؟ فرمود: خوف قتل وی در میان است.
روایت‌های زیادی بدین معنا وارد شده است.

چرا امامان دیگر نمی‌ترسیدند؟
رسول خدا(ص) در این خصوص می‌فرماید:
حضرت مهدی از ذریّة من خواهد آمد، تمامی جبّاران و ستم‌گران و شاهان عالم را خواهد كشت و فقط یك قدرت حكم‌فرما خواهد بود.

خلفا و سلاطین هم می‌خواستند او را از بین ببرند، لذا بیشتر از ترس اینكه این امامان مبادا مهدی(ع) باشند آنان را اذیت یا شهید می‌كردند.

منصور دوانیقی ـ خلیفة عباسی ـ حضرت صادق(ع) را چندین مرتبه آزار داد، ولی روزی آن حضرت را احضار كرد و بعد از آنكه صحبت‌هایشان تمام شد گفت: یا اباعبدالله، یك سؤال از تو می‌پرسم، راستش را به من بگو. امام صادق(ع) فرمود: من به هیچ كس دروغ نگفته و نمی‌گویم چه رسد به تو. پرسید آیا مهدی موعود تو هستی؟ فرمودند: نه. سؤال كرد: پس كیست؟ جواب داد: ششمین از فرزندان من خواهد بود. باز پرسید: آیا در زمان من می‌آید؟ گفت: نه. دوباره سؤال كرد: آیا در زمان فرزند من خواهد آمد؟ فرمود: نه. سپس حضرت را آزاد كرد.

از این حدیث آشكار می‌شود كه حاكمان می‌ترسیدند مبادا امام معاصرشان حضرت مهدی(ع) باشد، و بر اساس ترس دشمنان را قلع و قمع می‌كردند. البته چنان در خبرها به طور پیوسته نهمین فرزند امام حسین(ع) امام موعود معرفی شد و نشانه‌های آن حضرت مشخص شد كه امام موعود در وجود یك نفر تجلی پیدا كرد.

لذا هر خلیفه و پادشاه در كمین بود تا او را بكشد. بنابراین بر امام مهدی(ع) لازم و واجب بود كه به خاطر وجوب حفظ نفس، آن هم نفس شریفی كه جهان به وجودش بستگی دارد، غایب باشد. در اخبار بسیاری رسیده كه:
اگر حجّت خدا بر روی زمین نباشد زمین اهلش را فرو می‌برد.

پس ترس حضرت مهدی(ع) به خاطر جان خودش نیست، بلكه تقیة امام(ع) برای حفظ مصلحت كل عالم است. به همین دلیل ذكر نام آن حضرت از جانب شرع مطّهر ممنوع شده است. پس غایب بودن و تصرفش در باطن جهان آفرینش ضروری‌ترین واجب است.


2. فرار از بیعت

از اهل بیت(ع) نقل شده است كه امام مهدی(ع) برای اینكه مشغول‌الذمه كسی نباشد و كسی با او بیعت نكند تا در نتیجه وامدار كسی نباشد، از نظرها پنهان شده است.

حضرت امام صادق(ع) فرمودند: صاحب این امر ـ حضرت مهدی(ع) ـ ولادتش از این خلق روی زمین پنهان است تا اینكه وقتی كه ظهور می‌كند هیچ كس بیعت و پیمانی در گردن وی نداشته باشد. خدای تعالی در یك شب فرج حضرت مهدی(ع) را عملی می‌كند.1

یازده روایت دیگر از ابی‌بصیر و دوازده روایت از جمیل و سیزده روایت از هشام بن سالم و چهارده روایت از حسن بن فضال و هفت روایت از اسحاق بن یعقوب به این معنا نقل شده است كه حضرت مهدی(ع) خود می‌فرماید: پدران من هركدام به گونه‌ای بیعت اصحاب و حتی افراد سركش زمان خود را بر گردن داشتند ولی من خروج و ظهور می‌كنم در حالی كه بیعت هیچ‌كس از سركشان و طاغوت‌ها بر گردنم نیست.


3. تطابق با سایر پیامبران


سدیر گوید: حضرت امام صادق(ع) فرمود:
قائم ما غیبتی دارد كه مدتش طولانی است. گفتم: یابن رسول‌الله این غیبت طولانی برای چیست؟ فرمود: همانا خدای عزّوجلّ ابا دارد از اینكه سنّت‌های پیغمبران(ع) در غیبت‌هایشان را در مورد امام قائم جاری نكند و برای امام(ع) چاره‌ای نیست جز اینكه دورة غیبت‌هایشان را سپری كند. خدای عزّوجلّ می‌فرماید: «البته شما قطعاً سنت‌های پیشینیان را خواهید گذراند»2. 3


4. اتمام نقمت بر كافران


وجود امام(ع) برای كافران نقمت است و وقتی كه ظهور می‌كند تمامی كافران را می‌كشد و نابود می‌كند مگر كسانی كه ایمان بیاورند. هنگامی كه امام(ع) ظهور می‌كند باید در اصلاب كفّار، مؤمنی نباشد چنان‌كه شیوة ائمة اطهار(ع) چنین بود، زیرا ایشان گویا می‌دیدند كه مؤمنی در اصلاب كافران وجود دارد.

ابراهیم كرخی می‌گوید: خدمت امام صادق(ع) عرض كردم: چرا امیرالمؤمنین(ع) در مرحلة اول با مخالفان خود نجنگید و خانه‌نشین شد؟ فرمود: به دلیل آیة شریفه‌ای كه می‌فرماید: «اگر زایل و برطرف شوند البته عذاب می‌كنیم كافران را به عذاب دردناك». عرض كردم: مراد از تزایل و زایل شدن چیست؟ فرمود: ودیعه‌ها مؤمنین هستند در صلب كافران (یعنی در صلب این كافران نطفه‌هایی وجود دارد كه آنها مؤمن خواهند بود و برای اینكه این مؤمنین، پیش از تولد كشته و نابود نشوند علی(ع) دست به ذوالفقار نبرد و كفّار را نكشت). فرمود: همین‌طور، قائم آل‌محمد(ص) هرگز ظاهر نمی‌شود تا اینكه امانت‌های خدای عزّ و جلّ از صلب كفّار خارج شوند. وقتی كه آنان خارج شدند، حضرت مهدی(ع) ظهور می‌كند. از دشمنان خدا بر هر كس كه ظاهر شود و در برابرش بایستد و قد علم كند، همه را می‌كشد و زمین را از لوث وجود كفّار پاك می‌كند و عدل و داد را در روی زمین گسترش می‌دهد.


خانه‌نشینی امام علی‌(ع)
در روایتی آمده است: روزی ابن عباس خدمت حضرت مولا امیرالمؤمنین(ع) عرض می‌كند: یا امیرالمؤمنین مگر ذوالفقارت كُند شده یا اینكه بازویت خسته شده‌ است، چرا در كنج خانه‌ نشسته‌ای؟ حقّت را گرفته‌اند و دست به هیچ اقدامی نمی‌زنی؟ فرمود: «ابن عباس صبر كن خواهی دید كه نه ذوالفقار كُند شده و نه بازویم خسته شده است، باید صبر كرد». ابن عباس می‌گوید، همین طور در انتظار بودم و روزشماری می‌كردم به قدری كه سرانجام مأیوس شدم. با خود فكر كردم دیگر امیرالمؤمنین(ع) به میدان جنگ نخواهد رفت، زیرا كه حاضر نیست در لشكر مخالفان شركت كند، قدرت را هم كه از او گرفته‌اند. تقریباً نزدیك بیست و پنج سال گذشت و من به كلّی قضیه را فراموش كرده بودم تا اینكه حضرت به خلافت ظاهری رسید و جنگ صفّین پیش آمد و به طرف صفّین می‌رفتیم. در بین راه امیرالمؤمنین بالای یك تپّه‌ای سوار اسب شد و به من فرمود:
ابن عباس همراه من بیا. خدمتش رفتم، آن حضرت خطاب به مردم دست بلند كرد و فرمود: «آیا كسی هست مرا یاری كند؟» ناگهان چهار هزار جوان خود را از اسب‌ها پایین افكندند و شمشیرها را از نیام كشیدند و عرض كردند: یا امیرالمؤمنین تا رگ‌های گردنمان حركت كند و خون در رگ‌های ما جریان داشته باشد دست از یاری‌ات برنمی‌داریم و در ركابت جان فشانی می‌كنیم.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: این افراد را در چه سنّی می‌بینی؟ ابن عباس می‌گوید، به آن جوانان نظری انداختم و پاسخ دادم: اینها را در سنین بیست تا بیست‌وپنج سالگی می‌بینم. حضرت فرمود: «ابن عباس، اگر آن روز ذوالفقار كند نشده بود این جوان‌مردان مؤمن به حقیقت فداكار در صلب پدرها یا در رحم مادرها از بین می‌رفتند؛ آیا حیف نبود چنین مردان با ایمان و با فضیلتی به كلّی نابود می‌شدند؟»

از این روایت معلوم می‌شود كه آن بزرگوار در موقع برپایی غوغا در خانه‌اش گویا با چشم بصیرت مؤمنان را در اصلاب پدرانشان می‌دید. وی دست بر روی دست گذاشت تا اینكه ریسمان بر گردنش بستند و برای بیعت به طرف مسجد بردند. این چهار هزار نفر نمونه‌ای بودند از میلیون‌ها مؤمنی كه آن بزرگوار در اصلاب پدران می‌دید.

امام حسین(ع) در كربلا كسی را كه مؤمنی در صلبش بود نمی‌كشت. روایت شده است: همانا حضرت حسین(ع) بعضی از اهل كوفه را در حمله‌هایی كه در كربلا به آنها داشت نمی‌كشت با اینكه می‌توانست آنان را بكشد و بعضی دیگر را می‌كشت. دربارة این قضیه از آن حضرت سؤال شد. پاسخ داد: «در صلب آن كسانی كه نمی‌كشم از اهل ایمان می‌بینم».6

حضرت امام زین‌العابدین(ع) می‌فرماید: «دیدم در روز عاشورا كسی نیزه‌ای به پدر بزرگوارم زد، ولی پدرم عكس‌العملی نشان نداد و او را نكشت. وقتی كه امامت به من منتقل شد، دانستم كه یكی از دوستان ما در صلب او بوده‌ است».7


ولادت مؤمنانی كه در صلب كافران‌اند
ائمة طاهرین(ع) برای حفظ مؤمنان و ذریّة آنان خانه‌نشین شدند و در میدان جنگ كسی را كه مؤمنی در صلبش بود نمی‌كشتند كه همین خود یكی از حكمت‌ها و فلسفه‌های غیبت حضرت مهدی(ع) است. اگر آن حضرت ظهور كند برای كافران نقمت است، باید تمامی آنان را بكشد و زمین را از لوث وجودشان پاك گرداند. لذا در غیبت باقی است تا مؤمنان از اصلاب كفّار خارج شده و دیگر مؤمنی در صلب هیچ كافری نباشد.

آیة شریفة «و لا یلدوا إلاّ فاجراً كفّارا8؛ و نزایند جز گنهكار ناسپاس»، در خصوص زمان حضرت نوح(ع) هم هست. آن حضرت می‌دید كه دیگر نطفة مؤمنان در صلب آن كافران نیست آن وقت نفرین كرد و حضرت پروردگار ـ جلّ جلاله ـ هم مستجاب نمود و آن طوفان عجیب واقع شد و تمام كافران را نابود كرد.

امام صادق(ع) در تفسیر آیة «و كذلك نری ابراهیم ملكوت السموات و الأرض9؛ و بدین گونه بنمایانیم به ابراهیم ملكوت آسمان‌ها و زمین را»، فرمودند:10 «زمانی كه حضرت ابراهیم(ع) اعماق آسمان‌ها و زمین را دید، متوجه شد یك نفر زنا می‌كند. نفرین كرد و آن شخص مُرد و تا سه نفر زانی را نفرین كرد و هر سه مَردند.

خدای عزّ و جّل به سوی ابراهیم وحی فرستاد: ای ابراهیم دعای تو مستجاب است، پس نفرین نكن به بندگان من، همانا من بندگانم را سه طایفه آفریدم:
1. بنده‌ای كه فقط مرا می‌پرستد و هیچ شریك برای من نمی‌گیرد، او را ثواب و پاداش خوب می‌دهم.
2. بنده‌ای كه غیر مرا می‌پرستد آن هم از من فوت نمی‌شود. 3. بنده‌ای كه غیر مرا می‌پرستد اما من از صلب او یك خدا پرست بیرون می‌آورم».10


5. امتحان و آزمایش مردم

از فلسفة غیبت آن حضرت امتحان مردم است تا مردم آزمایش شوند و مؤمنان بر دین مقدس اسلام و عقاید حقّه‌اش باقی بمانند و منافقان و مخالفان واضح و آشكار گردند.

زراره می‌گوید، شنیدم حضرت صادق(ع) می‌فرمود: «حضرت مهدی(ع) پیش از قیام و ظهورش غیبتی دارد. عرض كردم: برای چه؟ فرمود، می‌ترسد و به شكم و گردن خود اشاره كرد. (یعنی دشمنان او را می‌كشند یا شكمش را می‌شكافند یا گردنش را می‌زنند) سپس فرمود: وی همان كسی است كه مورد انتظار مردم است كه عده‌ای در ولادتش شك دارند. برخی می‌گویند: وقتی كه پدرش از دنیا رفت، او هم مرد و پدرش ابتر بود (یعنی فرزندی نداشت). بعضی دیگر می‌گویند دو سال پیش از وفات پدرش متولّد شد. غیبت وی به این علت است كه خدای عزّوجلّ دوست دارد كه خلق عالم را امتحان و آزمایش كند و در این هنگام اهل باطل كه می‌خواهند مردم را گمراه كنند در دل‌های مردم شكّ و تردید می‌كنند».11

ابن ابی یعفور می‌گوید: شنیدم حضرت امام صادق(ع) می‌فرمود: «وای به حال سركشان عرب از حادثه‌ای كه نزدیك است». (ابن ابی یعفور می‌دانست كه مراد از حادثة نزدیك، امر ظهور حضرت مهدی(ع) است) پرسیدم: جانم به فدایت، چقدر از عرب با حضرت قائم(ع) هستند؟ فرمود: «افراد اندكی». عرض كردم: كسانی كه خود را متّصف به امر تشیّع می‌كنند بسیارند. فرمود: «مردم باید پاك و خالص شوند و از هم تمیز داده شده، غربال شوند و مردم بسیاری از غربال خارج شوند».
در روایت ابن مسلم از آن حضرت(ع) دربارة علایم ظهور آمده است:

این پیش‌آمدها بعد از غیبت طولانی واقع می‌شود تا اینكه خدای مردم را آزمایش كند و معلوم كند چه كسانی در پنهانی‌ها مطیع خدا هستند و به خدا ایمان دارند.

كسانی كه در آزمایشگاه الهی خوب از امتحان درآیند مقام بسیار والا و ارجمندی دارند.

این خود یكی از آموزشگاه‌هایی است كه مردم را كار آزموده می‌كند و مقام علمی آنان را بالا می‌برد و مسلمانان خود دارای شخصیت بزرگی خواهند شد. وحشتی در دل كافران می‌افكنند تا اینكه بسیاری از كفّار مسلمان می‌شوند و اسلام با غیبت امام مهدی(ع) هم رونق می‌گیرد.


6. رشد عقل‌ها

از حكمت‌های غیبت امام مهدی(ع) این است كه مسلمانان در باورها، اندیشه‌ها و فقه اسلام، خودكفا می‌شوند و قدرت علمی اسلام را پیشرفت می‌دهند و با بهره‌گیری از روش‌ها و فرمایش‌های بزرگان اهل بیت(ع) قدرت و نیروی علمی اسلام را بالا می‌برند تا اینكه اسلام برای همیشه آمادة پذیرش انسان‌های كامل خواهد شد.

حضرت امام سجاد(ع) به ابوخالد كابلی فرمود: «ای اباخالد مردم زمان غیبت حضرت مهدی(ع) كه قائل به امامت آن بزرگوار هستند و انتظار ظهورش را می‌كشند، بر مردم همة زمان‌ها برتری دارند، زیرا خدای تعالی به ایشان به اندازه‌ای عقل، فهم و شناخت داده است كه غیبت آن حضرت نزد ایشان به منزلة مشاهده و عیان است و خدا ایشان را همانند كسانی قرار داده است كه در ركاب پیغمبر خدا(ص) با شمشیر جهاد می‌كردند (و اینان مقامشان مانند مجاهدان بدر و احد است) ایشانند كه حقیقتاً خالص از هر شكّ و شبهه هستند و اینها شیعیان راستین ما و مبلغّان دین و دعوت كنندگان دین خدا هستند؛ هم در پنهانی و هم آشكارا».12

شیعیان در زمان غیبت با علم، فكر و اندیشه، دین اسلام را تبلیغ می‌كنند و با وجود اینكه دستشان از دامن پر بركت و پر فیض امامشان كوتاه است، باز هم مشغول فعّالیت در راه دین مقدّس اسلام هستند، و از فیض تبلیغ دین و حفظ اركان اسلام برخوردار می‌شوند و یكی دیگر از فضیلت‌های زمان غیبت را كه انتظار فرج و گشایش كار ائمة دین حق است درك می‌كنند. رسول خدا(ص) ایشان را برادران خود خوانده است كه اگر امام(ع) غایب نمی‌بود این فضیلت‌ها و برتری‌ها به دست نمی‌آمد.

از حضرت باقر(ع) نقل شده است:
روزی رسول خدا(ص) در جمع اصحابش فرمود: «پروردگارا، برادرانم را به من بنمایان» یارانی كه در اطرافش بودند گفتند: مگر ما برادران شما نیستیم یا رسول‌الله؟ فرمود: «نه، همانا شما اصحاب من هستید و برادران من كسانی هستند كه در آخرالزمان خواهند آمد و به من ایمان می‌آورند در حالی كه مرا ندیده‌اند. ولی خدای تعالی ایشان را به من شناساند به نام خودشان و نام پدرانشان پیش از آنكه از صلب پدران و رحم مادران خارج شوند. ایشان با سختی بسیار شدید بر دین خود باقی می‌مانند مانند كسی كه خار قتاد را با دست خود در تاركی شب بتراشد یا مانند كسی كه آتش در كف دست خود نگه دارد. آنان چراغ‌های نوردهنده و روشن‌كنندة تاریكی‌های گمراهی هستند. خدا هم از هر فتنة تاریك طوفانی آنان را نجات می‌دهد. چنین اشخاصی برادران پیغمبر خدایند كه با عقل، فكر و اندیشة كامل در راه حق كوشش می‌كنند و خود را پیرو امام غایب می‌دانند و با كمال سرسختی در دین خود استوار بلكه اسلام را در دنیا ترویج و در راه اسلام جان‌بازی می‌كنند».13


7. افشای اسرار توسط شیعیان

افشاگری شیعیان از جمله چیزهایی است كه دلیل غیبت شمرده شده است، زیرا اینها نمی‌توانستند از نقل اسراری كه ائمة طاهرین برایشان بیان می‌كردند و یا معجزات محرمانه‌ای كه انجام می‌دادند، خودداری كنند. بلكه افشا می‌كردند و باعث زحمت و گرفتاری امامان(ع) می‌شدند و گاهی به قتل و شهادت آن بزرگواران منجر می‌شد.

بزنطی از حضرت ثامن الحجج، علی بن موسی‌الرضا(ع) نقل می‌كند:
اگر عالمان (امامان و پیشوایان بر حق) كسانی را می‌یافتند كه با آنها سخن گویند و آنان نیز اسرار و مطالب محرمانة ایشان را كتمان كنند، البته حدیث‌ها می‌گفتند و حكمت و علم‌های تازه را برای شما پخش می‌كردند و لیكن شما مبتلا و گرفتار افشاگری شدید هستید و هر چه دیدید یا شنیدید پخش می‌كنید و شما مردمی هستید كه ما را در قلب‌ خود دوست دارید و محبّت قلبی شما ثابت است ولی كار شما با دل‌هایتان مخالفت دارد.14

ابوبصیر می‌گوید: خدمت حضرت صادق(ع) عرض كردم: آیا برای امر فرج یعنی ظهور دولت حقّة حضرت مهدی(ع) زمان معینی نیست تا به آن وقت منتهی شود، تا بدن‌های ما آرامش یابد؟ آن بزرگوار فرمود: زمان معینی داشت و لكن شما افشاگری كردید و مطالب محرمانه را پخش كردید. خدا نیز آن مدّت را به تأخیر انداخت.15

از این حدیث‌ها به دست می‌آید افشاگری شیعه یكی از دلیل‌های غیبت است. چه بسا این دلیل از مصداق‌های دلیل اوّل ـ خوف قتل و تقیه ـ باشد.

8. غیبت از اسرار

تمامی این دلیل‌ها، علت، سبب و فلسفة غیبت آن حضرت هستند و علاوه بر اینها حكمت‌های زیادی دارد كه از تیررس فكر ما دور است و نمی‌توانیم آنها را درك كنیم و ائمة اطهار(ع) هم برای ما بیان نكرده‌اند، زیرا ما ظرفیّت آن را نداشته‌ایم كه آنها را بفهمیم. همین بی ظرفیتی باعث انحراف یا ارتداد می‌شود. لذا مصلحت نبود كه امامان آنها را بیان كنند.

عبدالله بن فضل هاشمی گوید: شنیدم حضرت امام صادق(ع) می‌فرمود: «صاحب امر غیبتی دارد كه ناچار باید واقع شود. در آن غیبت هر كسی كه بر باطل است به شك می‌افتد (یعنی این اختلاف‌هایی كه دربارة آن حضرت وجود دارد، بعضی از اصل آن را انكار نموده و بعضی گفتند امام متولد شده ولی از دنیا رفته است. بعضی ادّعای دروغین مهدویت كردند و ...) عرض كردم: فدای شما گردم، برای چه باید آن حضرت غایب شود؟

فرمود: ما از طرف خدا مأذون نیستیم آن را برای شما بیان كنیم. عرض كردم: وجه حكمت غیبت آن حضرت چیست؟ فرمود: وجه حكمتش همان وجه حكمت غیبت حجّت‌های خدای تعالی است (چنان‌كه خضر، یوسف، یونس و دیگران و حضرت امام زین‌العابدین(ع) مدّتی از زمان خود را در غیبت به سر بردند) حكمت غیبت حضرت مهدی(ع) بیان نمی‌شود مگر بعد از آنكه آن بزرگوار ظهور كند، هم چنانكه حكمت‌ كارهایی كه حضرت خضر پیغمبر انجام داد مانند شكستن كشتی، روی آب دریا و كشتن یك پسربچة بی‌گناه و ساختن دیوار برای حضرت موسی(ع) آشكار نشد مگر پس از آنكه بنا شد از هم جدا شوند.16

پی‌نوشت‌ها:
1. علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 96، ح 15.
2. سورة انشقاق (84)، آیات 19 و 84.
3. بحارالانوار، ج 52، ص 90، ح 3.
4. سورة فتح(48)، آیة 25.
5. بحارالانوار، ج 52، ص 97، ح 19.
6. علامه عسكری، سید مرتضی، معانی السبطین، ج 52، ج 2، ح 17.
7. همان.
8. سورة نوح(71)، آیة 27.
9. سورة انعام(6)، آیة 75.
10. بحارالانوار، ج 12، ص61، ح 6.
11. همان، ج 51، ص 95، ح 10.
12. همان، ج 52، ص 122، ح 4.
13. همان.
14. همان، ص 110.
15. همان، ص 117، ح 40.
16. همان، ص 91، ح



طبقه بندی: آخرالزمان،
[ چهارشنبه 11 آبان 1390 ] [ 04:42 ب.ظ ] [ فاطمه سادات منتظرالمهدی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


ای کاش همه میدانستند دنیایی که در آن حجت خدا نباشد جهنمی بیش نیست.
جهنمی که اگر نیک بنگری زبانه های آن را خواهی دید.
آری ای دوست!!!
تا زمانی که بهشت ظهور نکرده من و تو مقیم جهنمیم.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :